تبليغاتX
نیلوفر آبی

نیلوفر آبی

گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند در سختیها ، باید زیباترینها را بیافرینند...روزگارت نیلوفری

تقدیم به تو که نمی دانم در خاطرت می مانم یا برایت خاطره می شوم

دوستت دارم نه به خاطر آنکه دوستم بداری به خاطر آنکه لایق دوست

 داشتنی ...

***

 

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت14:46توسط نیلوفر آبی | |

عید فطر ضیافتی است برای پایان این میهمانی !

عید فطر پاداش  افطارهای خالصانه و بجاست !

عید فطر قبولی انفاقهای به قصد قربت است !

عید فطر پایان نامه دوره ایثار و گذشت است !

امیر المومنین حضرت علی علیه السلام می فرمایند :

ای مردم ! این روز ، روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و

 تبهکاران در آن مایوس و نامید می گردند و این روز شباهتی زیاد به روز قیامت دارد

خداوندا !   از تو می طلبم آنچه بندگان شایسته ات از تو خواستند

و به تو پناه می برم از آنچه بندگان خالصت به تو پناه می برند

عید فطر مبارک باد

+نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت15:53توسط نیلوفر آبی | |

مي خواهم برايت مرهمي باشم ! ... براي آن نگاه خسته اي که مي دانم

،... اميدش به لبخندي ست ! مي خواهم برايت لبخند باشم ! ... براي آن

دلي که از اميد ، خالي ست ! مي خواهم دست هايت را در دست هاي

 آسمان بگذارم ... تا باور کني آسمان هم ، براي تو آغوش مي گشايد ! من

 تو را مرهمي خواهم بود ، گرچه ... دلــــــــــي دارم ... که نيازمند يک

مرهم است !

***

ترا می خواهم و دانم كه هرگز

 

به كام دل در آغوشت نگيرم

 

توئی آن آسمان صاف و روشن

 

من اين كنج قفس، مرغی اسيرم

 

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت15:22توسط نیلوفر آبی | |

تورا دوست دارم به پهناي دنیا وبه تو عشق مي ورزم

به بلنداي اسمان آبي اي هر لحظه لحظه روياي من

اي فرشته شبهاي يلدايم باز به بلنداي کوه دماوند ميروم

و با صداي بلند مي گويم اي همراه اي همزاد

اي هم سرنوشت تو را دوستت دارم اي عشق من

در حضور خارها هم می شود یك یاس بود


در هیاهوی مترسك ها پر ازاحساس بود


میشود حتی برای دیدن پروانه ها


شیشه های مات یك متروكه را الماس بود


دست در دست پرنده بال در بال


نسیم ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود


كاش می شد حرفی از "كاش می شد"هم نبود


هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود

***

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت10:20توسط نیلوفر آبی | |

السلام عليك يا مولاي، سلام مخلص لك في الولايه اشهد انك الامام المهدي قولاً و فعلاً و انت الذي تملأ لارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً فعجل الله فرجك و سهل مخرجك و قرب زمانك و كثر انصارك و اعوانك و انجز لك ما و عدك فهو اصدق القائلين و نريد ان نمن علي الذين استضعوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين، يا مولاي يا صاحب الزمان.

سلام بر مهدي، جوهر دين و نور يقين، ذخيره الهي و منجي نهائي؛

 

سلام بر مهدي، كعبه مقصود و قبله موعود، سر عظيم و اسم اعظم؛

 

سلام بر مهدي، ستاره طالع و نجم ثاقب، مسيح مسيحها و موعود موعودها؛

 

سلام بر مهدي، صاحب شب قدر و عصاره عصر؛

 

سلام بر مهدي، ديده بان خدا و مظهر هدي، وصي اوصياء و گزيده اولياء؛

 

سلام بر مهدي، علم منصوب و علم مصبوب، پرچم برافراشته و دانش انباشته؛

 

سلام بر آن عزيزي كه كمال موسي و بهاء عيسي و صبر ايوب با اوست، و آن سفينه

 

 النجاه در وصفش فرمود: تعرفون المهدي بالسكينه و الوقار، و بمعرفه الحلال و الحرام

 

و بحاجه الناس اليه و لايحتاج الي احد.

 

 

او كه چون برخيزد عالمي را برخيزاند و بدنبال خويش كشاند.

 

به دورش دولت حق رخ نمايد

                                        جهان را فيض وي فرخ نمايد

 

 

ولادت امام زمان حضرت مهدی رو به همه مسلمانان  پیشاپیش تبریک می گم

 

عیدتون مبارک

 

پروردگارا!

از افق آبی نگاهت،

پنجره ای بسوی آدینه ام بگشا

تا با تمام وجود،

نسیم مهر گستر مهدی موعودت را احساس کنم...

خدایا!

با آنکه در هر آدینه

آن پیدای پنهانت را می طلبم،

و در جستجوی نگاه مهربانش،

بی تاب و بی قرارم،

اما باز، وقتی عصر آدینه و دلتنگی از راه می رسد،

احساس می کنم

تنها اوست که در همه سالهای انتظار

نگاه نوازشگرش،

دل پر اندوه مرا به صبر و امید بشارت می دهد...

مهربانا!

در آن روز که طنین تکبیر تکسوار عشق،

منتظران نشسته بر دروازه آدینه ها را

به قیام فرا می خواند،

مرا نیز، از پیروان راستین آن امام موعود قرار ده...

آمین یا رب العالمین!

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت15:33توسط نیلوفر آبی | |

تو نباشی چشام برات گریونه

دنیا برام بدون تو زندونه
دستات اگه دستام رو تنها بذاره

شب و روزم لحظه ای آروم نداره
تو که بارون تو چشام رو میبینی ،

لحظه لحظه ها رو کنارم میشینی
تو که مثل بارون آرومم میکنی

تو نباشی دل من و خون  میکنی
جز تو هیچ کسی رو درد عاشقی رو

غصه های من و خنده های من رو

لحظه های من و گریه های من رو ندیده و نشنیده

 

...وآغوشت اندک جایی برای زیستن

              اندک جایی برای مردن

                 و گریز از شهر

   که با هزار انگشت

 به وقاحت

      پاکی آسمان را متهم می کند...

 

+نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت10:53توسط نیلوفر آبی | |

 

میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگی

به جانم می زند آتش غم شبهای دلتنگی

چنان وا مانده ام در خود که از من می گریزد غم

منم تصویر تنهایی

در آن هنگام که چشمانت به خوابی خوش فرو می رفت

میان کوچه های شب شدم همنای دلتنگی

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت14:53توسط نیلوفر آبی | |

بارها و بارها نوشتم

اما اينبار مينويسم براي تو , براي لبخندي نو

برايت مينويسم ,مينوسم که بخواني تا بداني: در زندگي ام فقط تو را دارم

که بخواني تا بداني

  تنها چيزي که سرکشي ام را آرامش مي بخشد فقط تويي

که بخواني تا بداني

برايم همچون آب براي گل

برايت مينويسم که بخواني و بداني

من هرگز کسي را که با سختي ديگران در کنارش به آرامش رسيده ام

آسان از دست نخواهم داد

مينويسم تا بداني

              وقتي آمدي پاييز بود

با آمدنت پاييز را بهار کردي

زندگي احساس من نه پاييز را داشته است و نه زمستان را

نگذار پاييز بيايد و ماندگار شود

نگذار زمستان بيايد و بهار گريزان شود و باز هم پاييز بماند

تو را به دل بهاريت قسم

             بمان و فصل ها را بهم نريز

+نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت14:57توسط نیلوفر آبی | |

چقدر غریب شده ام میان این همه آشنا..

 

چند روزی است حجم تنهایی را بر روی قاب آبی دلم نقاشی می کنم..!!

 

      - نه -

                قلم در دست من نیست....!!

 

               من نقاش این تنهایی نیستم.!

 

این خاطرات شب چشمانت است که...

 

قلم در دست گرفته..

 

و به حرمت شبهای تلخ من 

                                  - بعد از رفتن تو –

 

حجم تنهایی را بر قاب دلم نقاشی می کند.........!!

 

و تو....

 

حتی سایه دلم را در کوچه پس کوچه های قلبت ندیدی...

 

و اما من....

 

بگذار در عزای رفتن عشقم،عاشقانه بگریم....

 

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت10:55توسط نیلوفر آبی | |

هو المسرور

که بودآمد و رفت و کسی نفهمیدش

چه کرد او که بشر چون خدا پرسدیدش

چه کرد وصله های آن گیوه های پاره ی او

فلک ندید کسی را به گرد تقلیدش

خدا که گفت علی هست سوره اخلاص

خدا که گفت علی هست عین توحیدش

چو دید مزه او را کسی نمی فهمد

به شاخسار زمین دست برده و چیدش

خلاصه خسته شد از نور او دل خفاش

علی الصباح پلیدی شکست خورشیدش

به آسمان نکند حذف شهره آبتری

همین که هست زمین را ابوتراب ترین

روز پدر و تولد آن اسوه عدالت پيشاپيش مبارک باد

*******

علی علیه السلام  و زیبائیها:

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.

 

کارت پستال روز پدر

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت14:43توسط نیلوفر آبی | |